تاریخ : سه شنبه، 11 اسفند ماه، 1388
موضوع : مصاحبه و گزارش

مصاحبه جنجالی چاوشی بعد از ژاکت

بی شک ، پس از انتشار آلبوم هر یک از خوانندگان چه ایرانی و چه فرنگی و … ، مصاحبه هایی با ایشان می شود . طبق همین روال مصاحبه ای با محسن چاوشی توسط همشهری جوان انجام شده است که به دلایلی می توان آن را مصاحبه ای چالشی با چاوشی نامید . در این مصاحبه شخص مصاحبه کننده یعنی بابازاده مدام ، آهنگ های چاوشی را متهم به تلخی و سیاهی و خود چاوشی را شخصی شکست خورده می خواند و چاوشی در جوابش با تعصب خاصی این عقیده بابازاده را تکذیب می کند .

جهت خواندن مصاحبه به ادامه مطلب فرمائید…

 

             



بابازاده : میگویند هراثر هنری نشانه هایی از شخصیت خالق آندر خود دارد تو آدم غمگینی هستی؟

چاوشی : نه ، به هیچ وجه.من اصلا آدم غمگینی نیستم .بیشتر با گذشته ام زندگی میکنم واگر گذشته ام را از من بگیرندهیچ هویتی در کارها و ترانه هایم باقی نمی ماند همیشه از فرادا ترسیده ام فردا کابوس همیشگی من است اگر فردا رسید و من همچنان بودم ونفس می کشیدم آن وقت با تجربه ای بیشتر و نگاه باز تری به امروز که تا آن وقت گذشته ای از زندگی من است نگاه می اندازم .

بابازاده : پس این دنیای غمگین وسیاه کارهایت از کجا می آید؟

چاوشی:این تعبیر شاید به نوعی تعبیر وبرداشت شخصی شما باشد .من اعتقاد دارم که کارهای من نه غمگین و سیاه و تلخ به قول شما ، بلکه یک جور حقیقت عاشقانه است که با لحن خودم به آنها پرداخته ام.

بابازاده: خودت به عنوان خواننده و خالق این قطعات فکر میکنی که کارکتر آدم هایی که کارهایت را گوش می کنند چه نوع کارکتری است و چه جور آدم هایی با چه خصوصیاتی مخاطبان پرو پا قرص تو هستند ؟

چاوشی: من به تمام مخاطبان موسیقی ام احترام می گذارم و اعتقاد دارم که سبک موسیقی من محدود به بخش کوچکی نیست بلکه گستردگی بی انتهایی دارد که این برای من قابل احترام است.

بابازاده: اینکه می گویند همه عاشق های شکست خورده و افسرده ، کارهای و قطعات تو را گوش می کنند ،اذیتت نمی کند؟

چاوشی :زیاد به این موضوع اعتقاد ندارم شاید باز هم به نوعی این صحبت برداشت شخصی شماست.من دوستان بسیار زیادی دارم که هیچ کدامشان نه عاشق شکست خورده اند ونه افسرده ولی کارهای من را گوش می دهند و چقدرهم خوب با آنها ارتباط برقرار کنند.خیلی از آدم هایی هم که به وصال رسیده اند کارهای من را گوش می کنند.

بابازاده: تا حالا کتاب هاب کافکا را خوانده اید؟

چاوشی:نه خوانده ام و نه اسمش را تا حالا شنیده ام ونه ایشان را که سیاه وتلخ می نویسد می شناسم.

بابازاده: پرسیدم چون به نظرم دنیای که تو داری و در کارهایت هم بالطبع آثاری از این دنیای شخصی ات وجود دارد تا حدودی شبیه دنیای کافکایی است و البته رنگ وصدای تو هم در این اتفاق تاثیر پر رنگی دارد.

چاوشی :من که گفتم ایشان را نمی شناسم ولی اگر تحلیل شما از کافکا ودنیایش قبل از تحلیل کارهای من بوده است پیشنهاد می کنم با دقت دوباره کارهایم را گوش کنید. برای خودم مسئله عجیبی است که چراهمه اصرار دارند کارها ودنیای من را سیاه جلوه دهند واین گونه تعبیر کنند خیلی ها عادت دارند بدون درست گوش کردن در مورد کارهایم قضاوت کنند .این درست نیست.

بابازاده : فکر کنم کافکا اگر زنده بود طرفدار کارهای تو می شد؟

چاوشی: نمی دانم.

بابازاده: دنیای آرمانی محسن چاوشی چه خصوصیاتی دارد ؟

چاوشی: دنیای آرمانی من کا ملا شخصی است.

بابازاده: یک دوست صمیمی محسن چاوشی چه خصوصیاتی باید داشته باشد تا بتواند وارد دنیای آرمانی و شخصی او شود؟

چاوشی: رازدار بودن خیلی مهم است.با وفا،دلسوز و مهربان ؛یعنی دوست صمیمی من باید رفیق خوب روزهای بد و روزهای خوب باشد.

بابازاده :کمی هم در مورد محتوای کارهایت صحبت کنیم . موافقی؟

چاوشی : بریم.

بابازاده: یک نوع ترس محو در آثار تو نسبت به عشق های یکطرفه وجود دارد.زخم خورده عشق های یک طرفه ای واقعا؟

چاوشی : هیچ ترسی در آثارم وجود ندارد من فقط حقیقت و درد های اجتماعی را بیان می کنم وهمین. به لطف خدا در زندگی شخصی ام هم هرگز شکست نخورده ام.

بابازاده : احساس ناب و کاملا شخصی تو در کدام یکی از کارهایت را وقتی گوش می کنی با خودت می گویی این خود منم؟

چاوشی : موسیقی و کلا هنر یعنی سرشار از احساسات بودن و سرمنشا موسیقی از احساسات ناب یک هنرمند تراوش میکند این سوال، سوال درستی نیست که من یکی از کارهایم را به عنوان احساس شخصی ام انتخاب کنم . من چیزی را که به آن اعتقاد ندارم هیچ وقت به زبان نمی آورم.

بابازاده : یکنواخت شدن فضای کارهای یک هنرمند بدترین ضربه را هم به خود او وهم به مخاطبش می زند. احساس نمی کنی فضای کارهای تو داردی کمی یکنواخت می شود؟

چاوشی: برای من عجیب است که شماچرا اصرار دارید که به کارهای منجهت بدهید. کارهای من نه یک نواخت است. نه سیاه و یکسویه .این تمام سعی ما برای آلبوم «ژاکت»بوده .

بابازاده :دغدغه اصلی تودر ژاکت به کدام بعد شخصیتی ات بر می گردد؟

چاوشی : ژاکت نگاه من ۲۹-۳۰ سالهبه چیزهایی است که باید میشد ونشد والبته چیزهایی که نباید میشد وشد.

بابازاده :خود من اولین بار که قطعه «کی به ات خندیده» را که گوش کردم حس کردم قصه این ترانه یک قصه واقعی است.فضای اینقطعه نسبت به آلبوم فرق می کرد .ماجرا اینقطعه چی بود ؟

چاوشی: عجیب است که حدستان درست است! از در موسسه آوای باربدبیرون می آمد کهیک آقای جلویمن را گرفت اسمش هادی بود از بجنورد. داستان ترانه کی به ات خندیده داستان واقعی زندگی هادی است.قسمم داد به حضرت عباس (ع)که این کار را انجام دهم و اسمش راهم بگویم .گفتم حتما اسمت را می گویم و خوشحالم از اینکه به قولم وفا کرده ام.این قطعه را ساختم و خواندم فقط به خاطر هادی .

بابازاده : خرمشهر را چقدر دوست داری؟

چاوشی :خرمشهر زادگاه من است ؛ پر افتخار ترین شهر ایران در روزهای سخت.

بابازاده : ماندگار ترین صحنه ای که درهمه سال های زندگی ات ذهن تو را درگیر کرده چه صحنه ای است ؟

چاوشی :خانه های ویران و ترکش خورده ، کودکان بی نفس ، عاشقان پاک باز و … .

بابازاده :در کاور آلبوم و در صفحات بیرونی عکسی از تو دیده نمی شود در مصاحبه هایت عکس نمی گیری و حتی در پوستر آلبوم هم سرت را پایین گرفته ای . با چهره ات مشکلی داری ؟

چاوشی : نه،به هیچ وجه. عکس پوستر ژاکت در یکی از مسافرت هایم و کاملا به صورت اتفاقی گرفته شده است .چون دیدم به فضای پوستر می خورد از آن استفاده کردم .در مورد عکس گرفتن هم باید بگویم که این طوری راحت تر هستم .همین

بابازاده : با این روحیات خاص ،قدت مدیریت صحنه رادر کنسرت هایت خواهی داشت ؟

به زودی این اتفاق خواهد افتاد و جوابت را هم در سالن خواهی گرفت

 


مصاحبه جنجالی چاوشی بعد از ژاکت

منبع این مقاله : :پاريو دات كام پورتال بزرگ تفريحي ايرانيان ، دانلود ، موزيك ، موبايل ، كليپ ، بازي
آدرس این مطلب : http://www.pariuo.com/39/مصاحبه-جنجالی-چاوشی-بعد-از-ژاکت/